تبليغاتX
blogers
:.. Follow Your Dreams ..:


:.. Follow Your Dreams ..:

... آینده از آن کسانی است که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند. ...

124) من اينگونه به خدا رسيدم

پسر نوح به خواستگاري دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش كرد :نه ، هرگز همسري ام را سزاوار نيستي ، تو با بدان نشستي و خاندان نبوتت گم شد. تو هماني كه بر كشتي سوار نشدي . خدا را ناديده گرفتي و فرمانش را . به پدرت پشت كردي ، به پيمانش و پيامش نيز.
غرورت ، غرقت كرد. ديدي كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندي كوه ها !

پسر نوح گفت:اما آن كه غرق مي شود ، خدا را خالصانه تر صدا مي زند ، تا آن كه بر كشتي سوار است . من خدايم را لابلاي توفان يافتم،در دل مرگ و سهمگيني سيل.

دختر هابيل گفت : ايمان، پيش از واقعه به كار مي آيد. در آن هول و هراسي كه تو گرفتار شدي ،هر كفري بدل به ايمان مي شود. آن چه تو به آن رسيدي ، ايمان به اختيار نبود، پس گردني خدا بود كه گردنت را شكست.

پسر نوح گفت :آنها كه بر كشتي سوارند امنند و خدايي كجدار و مريز دارند كه به بادي ممكن است از دستشان برود. اما من آن غريقم كه به چنان خداي مهيبي رسيدم كه با چشمان بسته نيز مي بينمش و با دستان بسته نيز لمسش مي كنم. خداي من چنان خطير است كه هيچ طوفاني آن را از كفم نمي برد.

دختر هابيل گفت:باري، تو سركشي كردي و گناهكاري . گناهت هرگز بخشيده نخواهد شد.
پسر نوح خنديد و خنديد و خنديد و گفت :شايد آنكه جسارت عصيان دارد ، شجاعت توبه نيز داشته باشد.شايد آن خدا كه مجال سركشي داد، فرصت بخشيده شدن هم داده باشد!

دختر هابيل سكوت كرد و سكوت كرد و گفت:شايد. شايد پرهيزگاري من به ترس و ترديد آغشته باشد. اما نام عصيان تو دليري نبود.دنيا كوتاه است و آدمي كوتاه تر. مجال آزمون و خطا اين همه نيست.

پسر نوح گفت :به اين درخت نگاه كن.به شاخه هايش. پيش از آنكه دستهاي درخت به نور برسند، پاهايش تاريكي را تجربه كرده اند . گاهي براي رسيدن به نور بايد از تاريكي عبور كرد. گاهي براي رسيدن به خدا بايد از پل گناه گذشت.
من اينگونه به خدا رسيدم. راه من اما راه خوبي نيست .راه تو زيباتر است ، راه تو مطمئن تر است.

پسر نوح اين را گفت و رفت.دختر هابيل تا دور دستها تماشايش كرد و سالهاست كه منتظر است و سالهاست كه با خود ميگويد:آيا همسريش را سزاوار بودم!

برگرفته از كتاب من هشتمين آن هفت نفرم اثر عرفان نظرآهاری

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: سه شنبه 1388/09/24 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

123) 2012 یا 0000

هي با خود فکر مي کنم ، چگونه است که ما ، در اين سر دنيا ، عرق مي ريزيم
و وضع مان اين است و آنها ، در آن سر دنيا ، عرق مي خورند و وضع شان آن است! ...
نمي دانم، مشکل در نوع عرق است يا در نوع ريختن و خوردن؟ (دکتر شریعتی)

ازهمه نعمت هايي كه خداوند امروز به تو داده استفاده كن زيرا كه دوباره به دست نمي آيد. هيچ بانكي براي ذخيره نعمت ها و استفاده بعدي وجود ندارد. اگر از آنها استفاده نكني از دست مي روند و هرگز به دست نخواهند آمد. خداوند مي داند ما هنرمندان خلاقی هستيم. از اينرو يك روز گل را براي مجسمه سازي به ما مي دهد و روز ديگر قلم مو و كرباس و يا يك قلم را. اما هرگز نمي توانيم گل را با كرباس و قلم را با مجسمه به كار ببريم. هر روز معجزات خود را دارد. پذيراي موهبتها باشيد. كار كنيد و آثار هنري ولي كوچك خود را خلق كنيد. فردا وسايل ديگر مي رسند.


این روزا دارم کتاب برنده تنهاست رو میخونم. هر شب چند صفحه ای میخونم.
برعکس کتابهای دیگه کوئلیو معناها بیشتر در عمق کتاب هستن و با جمله های سنگین بیان نشدند.
سبک جدید از کارشه .تاحالاش که تقریبا دو بخش خوندم خوب بوده. ببینیم چی میشه شاید آخرش یه نقد ازش بزارم.

اما موضوع داغ اینروزهای اینترنت: پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ است.
یه مطلب توی ادامه مطلب گذاشتم که درمورد این موضوع هست.
بخونید نظر بدید. شما چی فکر میکنید. آیا وقتش رسیده یا نه؟

پ.ن:جمله دکتر شریعتی رو اضافه کردم... ربطی هم به موضوع نداره همینطوری عشقی...


ادامه مطلب
نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: پنجشنبه 1388/09/19 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

122) بهترین چیز

گوش کن !

جاده صدا میزند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست

پلکها را بتکان ، کفش به پا کن و بیا
وبیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

وزمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام تو را

مثل یک قطعه آواز به خود جذب کند
پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: جمعه 1388/09/13 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

121) خر باش تا خوش باشی

تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم، آسایش و خوشبختی بخشیده است !!! مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است . برای خوشبخت بودن، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
دکتر علی شریعتی

این جمله هارو که خوندم دیدم واقعا دلیل تمام بلاها و بدبختی ها خود ما هستیم.
ما هرچی به سرمون بیاد حقمونه.... وقتی حاضر نیستیم یه کم بفهمیم.. یه کم فکر کنیم..
سرمون تو لاک خودمونه... سرگرم چیزایی هستیم که پشیزی ارزش نداره .... متاسفم...

 


 

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/09/04 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

120) کوچه های خیس کودکی

شاعر که شدم
نردبانی بلند بر می دارم
پای پنجره ی پرسه های پسین پروانه می گذارم
و به سکوت سلام آن روزها سرک می کشم
شاعر که شدم
می آیم کنار کوچه ی کبوترها
تاریخ یادگاری دیوار را پررنگ می کنم
و می روم
شاعر که شدم
مشق شبانه ی تمام کودکان جهان را می نویسم
دیگر چه فرق می کند
که معلمان چوب به دست
به یکنواختی خطوط مشق های شبانه
شک ببرند یا نبرند ؟
شاعر که شدم
سیم های سه تارم را
به سبزه های سبز سبزده گره می زنم
و آرزو می کنم
آهنگ پاک صدای تو را بشنوم
شاید که شاعری
تنها راه رسیدن به دیار رؤیا
و کوچه های خیس کودکی باشد

نویسنده: س ع ی د ׀ تاریخ: چهارشنبه 1388/08/27 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to bonbaste-tanhaei.Blogfa.com